جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
447
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
فتحعلى شاه هرگز عمارتى را نساخته و يا در ساختمانى اقامت اختيار ننموده است مگر اينكه نقشى هم از پيكر خود و فرزندانش و تاج و تخت و جواهراتش و بالاتر از همه كمربند زرين و ريش دراز معطر خويش كه بر پارچهء كرباسى مىكشيدند در روى ديوارها به يادگار باقى نگذاشته باشد . در نگارستان دوتا از اين تصاوير ديده مىشود يكى عكس تا حدى نامشخص از شاه و بعضى از فرزندان اوست و آن ديگرى كه نيك مشهور است تصويرى است از پادشاه كه پسران و وزيران دولت احاطهاش كردهاند و شاه بر تخت طاوس جلوس نموده ، وزيران مختار دولتهاى اروپائى با رسميت تمام بار حضور يافتهاند . شاه و پسرانش در انتهاى تالار و نمايندگان دول از دو سو تا پيشگاه او دو رديف دراز در تصاويرى با قد و اندازهء طبيعى كه جمعا پنجاه نفرند نقش شده است . و دو نفرى كه در جاى ممتاز ايستاده و از همه به شاه نزديكترند رسولان رقيب يكديگر يعنى بريتانيا و فرانسهاند . ظاهرا يك اشتباه تاريخى در اين مورد به صورت دائم درآمده است . چون صاحبان تصاوير فقط مربوط به يك موقع نميشوند ، بلكه به سراسر يك دوره تعلق دارند به اين معنى كه سرجان ملكم و سرهارفرد جونز و سرگور اوزلى و ژنرال گاردان فرانسوى همه در تابلوى واحدى ديده ميشوند و اين نكته هم از روى لباس رسمى و هم چهرهء حضرات نيك هويداست . لباس انگليسىها كلاه سهگوش است كه به رسم ايرانى جورابى ساقه بلند كه در آن موقع پوشيدنش الزامى بود تا زانو بر آن مىكشيدند . اين تصاوير كه حائز اهميت تاريخى است و با وجود خشكى هوا در تهران بسيار خوب مانده است كار محمد حسن خان از هنرمندان برجستهء آن دوره است و هرچند كه از لحاظ هنرى فاقد قواعد تناسب و زيبائى است و از جهات سايه و روشن هم ناقص است باز به راستى قابل تحسين و با وجود وضع و حال خشك و سخت زمان نمودار متناسبى است از آنچه در با آدابترين و مقيدترين دربارهاى مشرق زمين وجود داشته است .